6,000,000 تومان
3,000,000 تومان
معماری تمیز که توسط رابرت سی. مارتین (عمو باب) معرفی شد، یک الگوی ساختاری برای سازماندهی کد است. هدف اصلی آن جداسازی دغدغهها (Separation of Concerns) است به طوری که منطق تجاری برنامه به هیچ فریمورک، پایگاه داده یا ابزار خارجی وابسته نباشد.
اصول کلیدی معماری تمیز:
قاعده وابستگی (Dependency Rule): وابستگیها فقط باید به سمت داخل (به سمت مرکز) باشند. لایههای درونی نباید هیچ اطلاعی از لایههای بیرونی داشته باشند.
استقلال از فریمورک: ابزارهایی مثل Spring، .NET یا Express فقط جزئیات هستند و نباید معماری شما را دیکته کنند.
تستپذیری بالا: به دلیل جداسازی منطق از زیرساخت، تست کردن هسته مرکزی بدون نیاز به دیتابیس یا UI فراهم است.
طراحی قلمرومحور یا DDD که توسط اریک ایوانز معرفی شد، نه یک معماری، بلکه یک فلسفه و مجموعه از ابزارها برای مدلسازی سیستمهای پیچیده بر اساس بیزنس (Domain) است. DDD بر این باور است که کد باید آینهای از دنیای واقعی و تخصصِ بیزنس باشد.
سطوح DDD:
بخش استراتژیک (Strategic): شامل مفاهیمی مثل Bounded Context (مرزهای منطقی) و Ubiquitous Language (زبان مشترک بین توسعهدهنده و ذینفعان).
بخش تاکتیکی (Tactical): الگوهای پیادهسازی کد مانند Aggregates، Entities، Value Objects و Repositories.
اگرچه خاستگاه این دو متفاوت است، اما در اهداف نهایی همپوشانی بسیاری دارند:
تمرکز بر منطق تجاری (Core Logic): هر دو رویکرد معتقدند که "قلب" سیستم باید از مسائل فنی (مثل اینکه دیتابیس SQL است یا NoSQL) جدا باشد.
کاهش بدهی فنی: با ایجاد مرزهای مشخص، تغییر در یک بخش از سیستم منجر به شکستن بخشهای دیگر نمیشود.
زبان مشترک: در معماری تمیز، Use Caseها همان کارهایی هستند که بیزنس انجام میدهد؛ در DDD نیز کل مدل بر اساس زبان بیزنس ساخته میشود.
قابلیت نگهداری طولانیمدت: هر دو برای پروژههایی طراحی شدهاند که قرار است سالها زنده بمانند و تغییر کنند.
تفاوت اصلی در این است که معماری تمیز به "کجا" (Where) مربوط میشود و DDD به "چگونه" (How).
بهترین سیستمها معمولاً از ترکیب این دو استفاده میکنند. در واقع، معماری تمیز فضایی را آماده میکند که ابزارهای تاکتیکی DDD بتوانند در آن رشد کنند.
لایه Entities در معماری تمیز
لایه Use Cases در معماری تمیز
لایه Interface Adapters
در DDD، ما از پترن Repository استفاده میکنیم. تعریف (Interface) ریپازیتوری در لایه داخلی (قلمرو) قرار میگیرد، اما پیادهسازی واقعی آن (که با دیتابیس کار میکند) در لایه بیرونی معماری تمیز قرار میگیرد.
مزایا:
مدلسازی دقیق: DDD باعث میشود کد شما دقیقاً همان چیزی باشد که بیزنس میخواهد.
انعطاف زیرساختی: Clean Architecture اجازه میدهد دیتابیس یا سیستم پیامرسانی را بدون دست زدن به مدلهای DDD عوض کنید.
تستهای واحد سریع: تمام قوانین پیچیده بیزنس را میتوانید در چند میلیثانیه تست کنید.
چالشها:
Over-Engineering: برای یک وبسایت ساده یا یک CRUD معمولی، استفاده از هر دوی اینها باعث پیچیدگی بیهوده و افزایش حجم کد (Boilerplate) میشود.
منحنی یادگیری: تیم باید به تسلط بالایی در هر دو مفهوم برسد تا از ایجاد "معماریهای کثیف" تحت نام تمیز جلوگیری شود.
طراحی قلمرومحور (DDD) به شما میگوید که سیستم را چگونه بر اساس نیاز واقعی بیزنس به قطعات معنادار تقسیم کنید، و معماری تمیز (Clean Architecture) به شما میگوید که این قطعات را چگونه در لایههای فنی قرار دهید تا به هم گره نخورند.
اگر در حال ساخت یک سیستم بزرگ هستید، نباید بین این دو یکی را انتخاب کنید؛ بلکه باید یاد بگیرید چگونه مدلهای غنی DDD را در قلب تپنده معماری تمیز جای دهید.
0 نظر
هنوز نظری برای این مقاله ثبت نشده است.