پادشاهِ کُدنویسا شو!
کینگتو - آموزش برنامه نویسی تخصصصی - دات نت - سی شارپ - بانک اطلاعاتی و امنیت

تفاوت بین Domain-Driven Design (DDD) و Clean Architecture؟

4 بازدید 0 نظر ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
در دنیای توسعه نرم‌افزار، مدیریت پیچیدگی (Complexity) بزرگ‌ترین چالشی است که تیم‌های مهندسی با آن روبرو هستند. وقتی یک پروژه از حالت یک پروتوتایپ ساده خارج شده و به یک سیستم سازمانی (Enterprise) تبدیل می‌شود، ساختارهای سنتی دیگر پاسخگو نیستند. در این میان، دو رویکرد Domain-Driven Design (DDD) و Clean Architecture به عنوان دو ستون اصلی برای ساخت نرم‌افزارهای پایدار، تست‌پذیر و مقیاس‌پذیر شناخته می‌شوند. بسیاری از توسعه‌دهندگان این دو را با هم اشتباه می‌گیرند یا تصور می‌کنند این دو رقیب یکدیگرند. در این مقاله، به بررسی عمیق شباهت‌ها، تفاوت‌ها و نحوه هم‌افزایی این دو متدولوژی می‌پردازیم.

معماری تمیز (Clean Architecture) چیست؟

معماری تمیز که توسط رابرت سی. مارتین (عمو باب) معرفی شد، یک الگوی ساختاری برای سازماندهی کد است. هدف اصلی آن جداسازی دغدغه‌ها (Separation of Concerns) است به طوری که منطق تجاری برنامه به هیچ فریم‌ورک، پایگاه داده یا ابزار خارجی وابسته نباشد.

اصول کلیدی معماری تمیز:

  • قاعده وابستگی (Dependency Rule): وابستگی‌ها فقط باید به سمت داخل (به سمت مرکز) باشند. لایه‌های درونی نباید هیچ اطلاعی از لایه‌های بیرونی داشته باشند.

  • استقلال از فریم‌ورک: ابزارهایی مثل Spring، .NET یا Express فقط جزئیات هستند و نباید معماری شما را دیکته کنند.

  • تست‌پذیری بالا: به دلیل جداسازی منطق از زیرساخت، تست کردن هسته مرکزی بدون نیاز به دیتابیس یا UI فراهم است.

 

طراحی قلمرومحور (DDD) چیست؟

طراحی قلمرومحور یا DDD که توسط اریک ایوانز معرفی شد، نه یک معماری، بلکه یک فلسفه و مجموعه از ابزارها برای مدل‌سازی سیستم‌های پیچیده بر اساس بیزنس (Domain) است. DDD بر این باور است که کد باید آینه‌ای از دنیای واقعی و تخصصِ بیزنس باشد.

سطوح DDD:

  1. بخش استراتژیک (Strategic): شامل مفاهیمی مثل Bounded Context (مرزهای منطقی) و Ubiquitous Language (زبان مشترک بین توسعه‌دهنده و ذینفعان).

  2. بخش تاکتیکی (Tactical): الگوهای پیاده‌سازی کد مانند Aggregates، Entities، Value Objects و Repositories.

 

شباهت‌های کلیدی: جایی که DDD و Clean Arch به هم می‌رسند

اگرچه خاستگاه این دو متفاوت است، اما در اهداف نهایی هم‌پوشانی بسیاری دارند:

  • تمرکز بر منطق تجاری (Core Logic): هر دو رویکرد معتقدند که "قلب" سیستم باید از مسائل فنی (مثل اینکه دیتابیس SQL است یا NoSQL) جدا باشد.

  • کاهش بدهی فنی: با ایجاد مرزهای مشخص، تغییر در یک بخش از سیستم منجر به شکستن بخش‌های دیگر نمی‌شود.

  • زبان مشترک: در معماری تمیز، Use Caseها همان کارهایی هستند که بیزنس انجام می‌دهد؛ در DDD نیز کل مدل بر اساس زبان بیزنس ساخته می‌شود.

  • قابلیت نگهداری طولانی‌مدت: هر دو برای پروژه‌هایی طراحی شده‌اند که قرار است سال‌ها زنده بمانند و تغییر کنند.

 

تفاوت‌های بنیادین

تفاوت اصلی در این است که معماری تمیز به "کجا" (Where) مربوط می‌شود و DDD به "چگونه" (How).

 

تعامل DDD و معماری تمیز: ترکیب برنده

بهترین سیستم‌ها معمولاً از ترکیب این دو استفاده می‌کنند. در واقع، معماری تمیز فضایی را آماده می‌کند که ابزارهای تاکتیکی DDD بتوانند در آن رشد کنند.

لایه Entities در معماری تمیز

  • در معماری تمیز، داخلی‌ترین لایه Entities نام دارد. این دقیقاً همان جایی است که Aggregates، Entities و Value Objects در DDD پیاده‌سازی می‌شوند. اینجا جایی است که قوانین بیزنس بدون هیچ وابستگی خارجی زندگی می‌کنند.

لایه Use Cases در معماری تمیز

  • این لایه هماهنگ‌کننده عملیات است. در دنیای DDD، این لایه با Domain Services یا Application Services مطابقت دارد. وظیفه این لایه فراخوانی یک Aggregate، اجرای یک متد روی آن و ذخیره نتایج از طریق یک Repository (که اینترفیس آن در لایه‌های داخلی تعریف شده) است.

لایه Interface Adapters

  • در DDD، ما از پترن Repository استفاده می‌کنیم. تعریف (Interface) ریپازیتوری در لایه داخلی (قلمرو) قرار می‌گیرد، اما پیاده‌سازی واقعی آن (که با دیتابیس کار می‌کند) در لایه بیرونی معماری تمیز قرار می‌گیرد.

 

مزایا و چالش‌های استفاده همزمان

مزایا:

  1. مدل‌سازی دقیق: DDD باعث می‌شود کد شما دقیقاً همان چیزی باشد که بیزنس می‌خواهد.

  2. انعطاف زیرساختی: Clean Architecture اجازه می‌دهد دیتابیس یا سیستم پیام‌رسانی را بدون دست زدن به مدل‌های DDD عوض کنید.

  3. تست‌های واحد سریع: تمام قوانین پیچیده بیزنس را می‌توانید در چند میلی‌ثانیه تست کنید.

چالش‌ها:

  • Over-Engineering: برای یک وب‌سایت ساده یا یک CRUD معمولی، استفاده از هر دوی این‌ها باعث پیچیدگی بیهوده و افزایش حجم کد (Boilerplate) می‌شود.

  • منحنی یادگیری: تیم باید به تسلط بالایی در هر دو مفهوم برسد تا از ایجاد "معماری‌های کثیف" تحت نام تمیز جلوگیری شود.

 

نتیجه‌گیری

طراحی قلمرومحور (DDD) به شما می‌گوید که سیستم را چگونه بر اساس نیاز واقعی بیزنس به قطعات معنادار تقسیم کنید، و معماری تمیز (Clean Architecture) به شما می‌گوید که این قطعات را چگونه در لایه‌های فنی قرار دهید تا به هم گره نخورند.

اگر در حال ساخت یک سیستم بزرگ هستید، نباید بین این دو یکی را انتخاب کنید؛ بلکه باید یاد بگیرید چگونه مدل‌های غنی DDD را در قلب تپنده معماری تمیز جای دهید.

 
 
لینک استاندارد شده: o9iuBi

0 نظر

    هنوز نظری برای این مقاله ثبت نشده است.
جستجوی مقاله و آموزش
دوره‌ها با تخفیفات ویژه